سه تار
وای وای دیشب خونه بابام اینا خوابیدیم من هم خیلی شیک یادم رفت که امروز باید بیام سر کار و باید مقنعه سرم باشه.مامان منم که بدتر از خودم اصولا تو نخ هیچ گونه مقنعه ای نیست فقط با روسری حال می کنه.با بدبختی یه روسری سیاه پیدا کردم امروز برای اینکه حراست گیر نده بهم(که مطمئنم میده بعدا گندش در میاد) جلوشو با گیره بستم که مثل مقتعه شه.شدم عین خانوم جلسه ایا.اصلا حس خوبی ندارم.اعصاب هم ندارم
میگم اون شبی ما کلی خندیدم به حرفای رئیس جمهور.بد نیست هر یه چند وقت یه بار آقای رئیس جمهور یه مصاحبه ای با این خبرگزاری های خارجی داشته باشن ما هم فیض ببریم.خدائیش ولی موند در مورد ممنوعیات ماهواره چی بگه.گزارشگره باید فی لتر ینگ رو هم رو می کرد که دیگه بمونه.دیگه نمی شد بگه این مصوبه مجلس شورای اسلامیه.
خوب ما امسال نمی دونم چی شد که غاط زدیم و از اول همه سریال های ماه رمضون رو نگاه کردیم(بر عکس پارسال).به نظر من که تا الانش نسبت به سال های پیش خیلی بدتر بود.یعنی دیگه همه چیز تکراری شده.مثلا یه وجب خاک موضوعش یه طوریه که تا الان 3 4 بار تکرار شده مضاف بر اینکه انتخاب بازیگرش اصلا خوب نبوده.مثلا رضا بابک یا زنش اصلا به درد همچین نقشی نمی خورن.اغما هم که ورژن بعدی او یک فرشته بوده.فقط فرقش اینه که حالا خانوم شیطونه شده آقا شیطونه.تازه به نظر من او یک فرشته بود هم تا حد زیادی تقلید از وکیل مدافع شیطان بود.البته من از بازی همه بازیگراش به جز خود جناب شیطون خیلی خوشم اومد.مخصوصا ایرج نوذری که نمی دونم چی شده که یه بار تو زندگیش تونست نقش مثبت بازی کنه.و خوب شخصیت خانوم دکتر (یا همون خانوم جهانبانی خودمون) که با 100 قلم آرایش تازه چادر هم سرش میکنه برام کمی عجیبه.شبکه 5 که حرفشو هم نزن اینقدر مزخرفه که بهتره چیزی در موردش نگم.بیچاره تاجیکستانی ها که تا حالا صداشون هم در نیومده.فقط یکمی دارم با میوه ممنوعه حال می کنم اونم به خاطر علی نصیریان و گوهر خیراندیشش که خیلی قشنگ بازی می کنن.
دیشب دختر دائیم حرف جالبی میزد.میگفت همش به ما میگن تو ماه رمضون شیطون در غل و زنجیره حالا اینجا هر سال شیطون یه فیلم تو تلویزیون بازی میکنه.
فیلم خونم خیلی اومده پایین.تو هفته پیش فقط یه فیلم دیدیم اونم اسمش “گل” بود که مثلا برای اینکه فیلم فروش بره یه دو تا رائول و بکام و زیدانو رونالدو وسط فیلم گذاشته بودن.دریغ از یه کلمه که از حلقوم اینا بیاد بیرون.در مورد موضوع فیلمش هم چیزی نگم بهتره.پینک پنتر رو هم گرفتیم و یه تیکه هایش رو هم دیدیم و بسی متحیر موندیم از صدا و سیما ی ایران که چه قدرتی داشته تونسته این فیلمو نشون بده.اونم با وضع سانسور مسخره ای که اینا می کنن. …. و من همچنان در حسرت ترانسفورمر و چاک اند لری و هر اسپریر موندم.
راستی اول مهر تولد همسر جون بود.قرارگذاشتیم دیگه امسال یه سه تار توپ بخریم که خوشحال شیم دو تامون هم.کنار اون دف و تنبک جار سه تارش خالی بود.حالا باز هم تکمیل میشه.خدا کنه فقط پول کم نیاریم چون مزنه سه تار دستمون نیست.ندا جون احتمالا تو بهتر می دونی یه سه تار خوب الان چنده.
بعد یه سال و خورده ای کار کردن تو این شرکت امروز یه آشنای دیگه پیدا کردم.بهاره از بچه های دبیرستان و راهنمایی.وای خیلی با حال بود.من خیلی ازش خوشم میومد.ته دختر ه.یعنی منظورم اینه که خیلی ملیح و مودب و خوشگل و ….حیف که شوهر کرد و گرنه به قول نجمه خودم میگرفتمش!بیچاره با کلی فوق لیسانس و کار درستی(همون موقع هم بچه خرخون و مودب مدرسه بود) باید بیاد با من دودر درس نخون یه همکار شه.(خودشم می دونه من تو دبیرستان چه شاهکاری بودم!)
پی نوشت:نازنین جونم منم دلم برات خیلی تنگیده.اون موقع که اومده بودی من همش در گیر دفاعیت همسر و خونه جابه جا کردن و … بدم.این نجمه و فاطمه می دونن.حالا بازم کیرسمس بیا جای دوری نمی ره خواهر.








