یه ماهی میشد که خیلی رفته بودم تو نخ ورد پرس.از اونجایی که بیشتر آی تی نویسانی که میشناسمشون و از مطالبشون استفاده می کنم ورد پرسی هستند خیلی وسوسه شدم اینجا رو منتقل کنم به ورد پرس.
از ورد پرس به چند دلیل خیلی خوشم اومد.
۱- با این که تم های وردپرس خیلی کم تنوعه اما از طراحی کلی صفحه خیلی خوشم اومده.یه جورایی دل باز تره انگار.
۲- احساس می کنم امکانات بیشتری نسبت به سرویس های دیگه داره.والبته خیلی قوی تر از بقیه نوشته شده.
۳-راستشو بگم بلاگفا هیچ وقت در این یکی سال و خورده ای وبلاگ نویسی منو اذیتم نکرد.شاید بعضی وقتا ارور می داد اما زود با چند بار رفرش کردن برطرف میشد.به نظر من بلاگفا از این نظرا نسبت به پرشین بلاگ خیلی بهتره.اما واقعا از دست فیلتر شدن این بلاگفا و پرشین بلاگ و … خسته شدم.ورد پرس چون جدید اومده هنوز ملت فیلتر کننده کشفش نکردن.یعنی فکر هم نکنم بهش کاری داشته باشن چون بلاگر هم فیلتر نیست.(اینا انگاری دست منو خوندن و دامنه دات آی آر بلاگفا رو هم فیلتر کردن!!)
۴-با اینکه فتوبلاگم تو بلاگ اسپاته اما دلم هیچ وقت دلم باهاش صاف نشد.انگاری را دست من نیست.مخصوصا تو فارسی نوشتن مشکلات زیاد داره.ولی وورد پرس تم هایی داره که این مشکل فارسی رو ندارن.
۵- بعد از فارسی شدن وردپرس احساس کردم سرویسیه که مورد توجه خیلی از فارسی زبانان مخصوصا برنامه نویسان هست.به نظرم آیندش خیلی خوبه با اینکه هنوز مشکلاتش کم نیست.
و اینکه با کاربران ورد پرسی و وبلاگ هاشون خیلی حال کردم.
خلاصه این طوری شد که تصمیم گرفتم هم اینجا پست بذارم هم اون ور.بعدش دیدم ضایست صداشو در نمی یارم.اینه که اعتراف می کنیم:من هم به جرگه وردپرسی ها پیوستم(تکبیر!)
آخرشم بگم من هم اینجا می خوام بنویسم هم تو وردپرس.(مثل زیتون هست که تو هر سرویسی خلاصه یه وبلاگ داره با اسامی مختلف منم احتمالا خودمو به همچین مصیبتی گرفتار کنم).به دو تا دلیل:اول اینکه نمی خوام خوانده های اینجا رو از دست بدم.۲- خدا رو چه دیدی شاید بهتر از ورد پرس پیدا شد اونوقت باید از اونجا کوچ کنم جای دیگه و خلاصه این جابه جایی ها آرشیو آدمیزاد رو خراب میکنه. شایدم کم کم مهاجرت کردم رفتم اون ور خدا رو چه دیدی.دنیا که حساب کتاب نداره.
آدرس من تو ورد پرس
+ نوشته شده در پنجشنبه 29 شهریور1386ساعت 5:40  توسط مریم
|
سلام
اول از همه توجه شما رو به گندی که در مورد فیلترینگ زده شد جلب می نمایم.
این لینک از وبلاگ خود جناب گوگل برداشته شده.می تونین برید ببینید.
اصولا ما بیکار که میشیم هی میشینیم با Movie Maker از خودمون فیلم میسازیم و آهنگ می ذاریم و 100 بار هم نگاه می کنیم و اینا.شاید سرویسی که می خوام معرفی کنم بیشتر از هر کسی به ددرد ما دو علاف روزگار بخوره .AOL چند وقت پیش در گردهمایی TechCrunch سرویس داستان گویی تصویری ارائه داده به اسم BlueString. این سرویس از لحاظ فیلم سازی مثل Movie Maker ویندوز کار میکنه.یه کاربر می تونه با درگ و دراپ کردن فایل هایی در فولدر های خودش قرار داده و چیدن اون ها (مثلا عکس ها و فیلم ها غاطی پاتی کنار هم) و اضافه کردن وهماهنگ کردن موسیقی موردنظرش با تصاویر یه فیلم قشنگ بسازه.طریقه گذاشتن فایل ها هم می تونه هم به صورت مستیق و آپلود کردنشون تو سایت صورت بگیره هم می شه آدرس سایت های عمومی مخصوص عکس یا فیلم (مثل فیلکر)و … رو بهش داد.

با تکمیل شدن فیلم کاربر می تونه اونو از طریق ایمیل زدن به دوستان و یا قرار دادنش در هر سایتی تقسیم کنه.یا این قابلیت رو اضافه کنه که اگر دوستانش می خوان تغییراتی در فیلم ایجاد یا فایلی اضافه یا کم کنن.
منبع از اینجا

+ نوشته شده در پنجشنبه 29 شهریور1386ساعت 4:47  توسط مریم
|
ملت شهید پرور گوگل فیل طر شده!!حالتون جا اومد؟تازه می خوان بلاگر و بلاگفا(که اینجا تو شرکت فیلتر شده هست)و آلتا ویستا و یاهو و هر چی موتور جستجو داره یا به وبلاگ نویسی مربوطه رو فیل طر کنن.آقا من می گم کلا یه فیل طر بذارن همه سایتا رو بپیچونه که نه اونا اذیت شن نه ما اینقدر بلا تکلیف بمونیم!



هیچ چیز زده حال تر از اون نیستکه بیای ببینی اول صبح گوگلرفته رو هوا !راستشو بگم؟من هنوز دارم از گوگل ریدر استفاده می کنم.چون حوصله ندارم دوباره آدرس فید ۹۰ تا سایت روبیارم تو یاهوم یا هر سرویس دیگه ای!کلی مطلب ستاره کرده کرده بودم که امروز که کارام سبک تر بشه بخونم!
امیدوارم اینجا به خاطر کلمه زشت و مستهجن گوگل فیل طر نشه.باید براش یه دیکته دیگه پیدا کنیم.
+ نوشته شده در دوشنبه 26 شهریور1386ساعت 8:59  توسط مریم
|
سلام،
به سلامتی و دل خوش کلاس های ما بازم شروع شد.احساس مرگ می کنم مخصوصاً وقتی از پیش مشاورم بر می گردم.اصولا من هیچ وقت نفهمیدم این فیزیکی ها چرا اینقدر آدم رو از زندگی نا امید می کنن!طرف وقتی رشته لیسانس منو فهمیده بهم میگه شما حیف شد اومدی فیزیک.حالا قسم و آیه که بابا من خیر سرم علاقه داشتم که ماشالا ماشالا الانم ندارم.غلط کار شدم.حالا اینم عوض مشاوره دادن منو نا امید میکنه.میگه کاش میشد یه جوری شبکه عصبی رو به دستگاه های پلاسما و ... ربط می دادیم.البته ایده خیلی خوبی بود.سیستمی نگاه کردن به پدیده های فیزیکی اونم از نوع چپر چلاغی مثل پلاسما ،خیلی می تونه تو تحلیلشون کمک کنه.اما چه فایده.نه استاد من و نه اساتید مشابه که این کارن تو این مایه ها نیستن ونمی خوان باشن.کنترلی های خودمون هم که بهتره در موردشون چیزی نگم.
بالایی رو گفتم دلم خنک شه.
یه سوال!میشه آدم هلال ماه رو وسط ظهر ببینه؟اینم همینطوری پرسیدم برا خنده.
شرمنده دیگه اینا خزعبلات دم افطاره.
+ نوشته شده در یکشنبه 25 شهریور1386ساعت 16:31  توسط مریم
|
جلسه امروز افتاد هفته دیگه . الان گشنمه و دارم میمیرم و روزه هم هستم و یه دیتا بیس دیگه باید درست کنم.خلاصه بعد دو روز مثل اسب کار کردن بد نیست آدم یه نمه الاف شه.
قبلن ها یه سایتی دیده بودم برای نوشتن خاطرات روزانه و مربوط به زندگی آدم.این مطلبو که دیدم خیلی برام جالب بود که این همه سایت مختلف برای نوشتن خاطرات روزانه و گذاشتن عکس و فیلم و ... وجود داره.اشتباه نشه این با وب لاگ نویسی فرق می کنه.در واقع آدم می تونه با عضویت تو این سایت ها و دعوت کردن اعضای خانوادش و دوستانش اون ها رو در خوندن خاطراتش سهیم کنه.خوبیش به اینه که خیلی از افرادی که نمی خوان هویتشون برای همه معلوم شه این سرویس ها خیلی به دردشون می خوره.مثلا افرادی رو دیدم که وبلاگ شخصی دارن و باهم می نویسن یا مثلا اگه هم فردی از خاطرات روزانش می نویسه ولی نمی تونه از خودش عکسی بذاره یا مثلا خیلی با جزئیات همه چیز رو توضیح بده.مثلا خود من می ترسم اسم شرکت رو اینجا بیارم یا مثلا عکسی از خودم بذارم اون بالا(هر چند که چند بار وسوسه شدم و می خواستم این کار رو. انجام بدم).حالا که اینجا تغییر کاربری داده منم که عمرن روزمره نویس نیستم!!!!
خیلی حاشیه رفتم.ourstory که خودمم رفتم و عضوش شدم.ویژگی هاش اینه که مثلا اون فرد یه پستی رو منتشر می کنه که می تونه شامل عکس و فیلم و ... .این مطلب شما برای تمام افرادی که عضوشون کردین می تونه ایمیل شه.اون هامی تونن علاوه بر کامنت گذاشتن و ابراز احساسات! اگر تو اون خاطره همراه شما بودن و عکسی چیزی داشتم به همون پست اضافه کنن.در ضمن این سرویس قابلیت سرچ کردن عکس در اینترنت رو داره.یه مثال. شما رفتین کنسرت مایکل جکسون ولی خوب دم در دوربیناتونو گرفتن و نتونستین عکس بگیرید.این سرویس اوتوماتیک خودش عکس ها و لینک های مربوطه رو براتون تو اون پستتون میذاره.هم چنین ourstory این توانایی رو داره که نوشته های شما رو به صورت کتاب و آماده چاپ در بیاره .هم چنین به صورت دی وی دی!یه چیز دیگه اینکه ourstory بر مبنای خط زمانی کار می کنه و اتفاقات رو میچینه.راه ساده ترش اینه که می تونین به یه عالمه سوال موجود جواب بدید.
storyofmylife یا SOML .ظاهرا از همه جدید تره.بنابر این باگ ماگ هم ممکنه بیشتر داشته باشه.بر عکس بالایی که بر مبنای زمان و خط زمانی بود storyofmylife حول اتفاقات میچرخه.مثلا آدم یه موضوع انتخاب میکنه و اتفاقاتی که براش افتاده رو می نویسه.برای مثال "روزهای دانشگاه" موضوعه و اتفاقات مربوط به اون زمان رو در زیر مجموعش قرار میگیرن.مثل بالایی قابلیت آپلود فایلهای صدا و عکس و فیلم و... رو داره.ویژگی دیگه ای که داره اینه که آدم می تونه فایل هاشو در یه vault می ذاره و می تونه اون ها رو در متن خاطراتش بیاره.

myfamily که از همه قدیمی تره و خوب خیلی از ویژگی های بقیه رو نداره.مثلا توش نمیشه فیلم و صدا و ... آپلود کرد و....
اما سایت هایی مثل geni یا myheritage (که اسرائیلی هم هست) بیشتر برمبنای درخت خانوادگی(شجرنامه) است و اینکه اول شاخه های خانوادگیشو کامل کنه و بعد خاطراتشو به نگارش در بیاره.

منابع:geni،crunchbase،myheritage
پی نوشت:من از همون روز اولی که سریال مدار صفر درجه رو دیدم با اینکه اون موقع سعیده شوهر داشت می دونستم سعیده وتقی با هم ازدواج می کنن.همین! گفتم که عقده ای نشم.
+ نوشته شده در سه شنبه 20 شهریور1386ساعت 12:38  توسط مریم
|
سرم شلوغ شده نا غافل!بعد یه سال دربه دری به لاخره یه پروژه درست و درمون اومد تو این واحد ما.از طرفی خوشحالم که قراره چیز میز اون هم از نوع مخابراتی یاد بگیرم از اون ور هم نگران وقت برای درس خوندنم هستم.
عین این بچه مدرسه ایا که اضطراب شب امتحان رو دارن ،اضطراب جلسه هامونو دارم.چون این دیگه جلسه با مشاوره و خلاصه اگه از لحاظ فنی کم بیارم خیلی ضایس.مثل دفعه قبل که آقاه یهو از من پرسید شما استانداردتون نمیدونم چی چی بود یا اون یکی نمی دونم چی چی.منم بهش خندیدم
.خدائیش تو نخ همه چی رفته بودیم الا استاندارد.
فعلا یه عکس خیلی قشنگ از این فوتوبلاگ

بر می گردم کلی چیز میز دارم بنویسم.راستی هرکی داره اینجا رو از خبرخوان گوگل می خونه و احتمالا غاط زده بگم به گوگل ریدر بد بخت کاری نداشته باشید.در اسرع وقت خودم ار اس اس امو درست می کنم.البته اگه بتونم.
+ نوشته شده در یکشنبه 18 شهریور1386ساعت 16:14  توسط مریم
|
یه مطلب جالب که شاید در طراحی سایت و ترکیب رنگ ها برای طراحی های مختلف بهدرد بخور باشه.البته ترکیب رنگ یه چیز سلیقه ایه اما این مطلب یه فرمول کلی برای ترکیب رنگ ها داده.
به نظر شما کدومیک از این ترکیب ها قشنگ تره؟سمت راستی یا سمت چپی؟

معمولا برای افراد ترکیب رنگ راستی قشنگ تر به نظر میاد.
بیشتر از نیم قرن پیش آقای مولر استاد دانشگاه Winterthur در سوئیس فرمولی ارائه داد که با استفاده از اون میشد ترکیب رنگهای بهتری ساخت.به بیان دیگه این فرمول مولر قادر بود سلیقه افراد در ترکیب رنگ رنگ ها رو پیش بینی کنه.
بنابراین همونطوری که قبلا هم معلوم شد،طبق این فرمول ترکیب رنگ سمت راستی زیباتر از ترکیب رنگ سمت چپی به نظر میاد.
برای استفاده از چنین روشی باید اول یه دید نسبی به مقدار روشنایی رنگ ها داشته باشیم.مثلا طبق شکل زیر رنگ زرد خیلی روشنتر از رنک آبیه.

اگه بخوایم به روشنایی هر رنگی بین ۱ تا ۱۰۰ مقدار بدیم،زرد روشن درخشانی در حدود ۹۰ داره در حالیکه آبی روشن حدود ۳۵ رو داره.
حالا ترکیب رنگ زیر رو در نظر بگیرید:

و حالا به دو طریق تغییرش میدیم:
طبق فرمول آقای مولر ترکیب رنگ سمت راست زیبا تر از ترکیب رنگ سمت چپه جرا که در سمت چپ آبی روشن بیشتر به رنگ بنفش نزدیک شده و آبی تیره به رنگ سبز.این در حالیکه که اگه به دایره بالا نگاه کنیم رنگ سبز از نظر روشنایی عدد کمتری به خودش می گیره و برعکس بنفش تیرگی بیشتری نسبت به آبی داره.بنابر این اگه ما آبی تیره رو به سمت تیرگی بیشتری ببریم(نه سمت روشنی بیشتر مثل سبز) و آبی روشن رو هم به سمت روشنی بیشتری ببریم زیبا تر به نظر میاد.
البته این یه مسئله کلی و خوب خیلی از هنرمندا که با رنگ های مختلف کار می کنن این روش رو قبول ندارن.
از این منبع استفاده شده.بیشترشو می تونین اونجا بخونید
+ نوشته شده در چهارشنبه 14 شهریور1386ساعت 6:26  توسط مریم
|
سلام
الان این سایتو دیدم نتونستم جلوی خودمو بگیرم و در موردش چیزی نگم.
این سایت ۱۰۰ دامینی که برای اولین بار ثبت شده رو لیست کرده.که از سال ۱۹۸۵(یعنی وقتی من ۲ ساله بودم) ظاهرا شروع شده.جالبیش این جاست که آدم انتظار داره آدرس یاهو یا ماکروسافت تو این لیست باشه.
+ نوشته شده در سه شنبه 13 شهریور1386ساعت 16:32  توسط مریم
|
سلام
یه نرم افزار جالب برای طراحی دکوراسیون داخلی در فضا های مجازی:
DesignMyRoom
این محصول جدیدی از کمپانی Swatchbox Technologies است که به کاربرانش اجازه میده از طریق عکس یه اتاق خالی و استفاده از کتابخانه این نرم افزار، دکور اتاقشون رو طراحی کنن. تا حالا این شرکت تونسته ۲ میلیون نسخه از این نرم افزار رو بفروشه.تو این نرم افزار که به صورت آن لاین هم میشه از اون استفاده کرد،شخص می تونه یا از مدل اتاق هایی که وجود داره استفاده کنه یا عکس اتاق خودشو آپ لود کنن و کف اتاق و رنگ دیوارها و مبلمان اتاق و .... رو انتخاب کرده و خلاصه دکوراسیونشو درست کنه.یکی دیگه از خوبی هاش اینه که اشیاء رو میشه بزرگ و کوچیک کرد یا چرخوند یا جابه جا کرد.همچنین شخص می تونه زاویه ورود نور به اتاق و چگونگی سایه افتادن اشیاء و ... رو هم انتخاب کنه یا تغییر بده.
خوب قاعدتاً یه سری شرکت هم برای فروش محصولات واقعیشون (مثلا مبلمان یا یا انواع کف پوش ها و چیز میزای دکوری و...) تو این سایت تبلیغات راه می ندازن و البته به نظر من جایی خوبی برای فروش هم هست.
اینم بگم بهتره اگه می خواین آنلاین کارکنین(من یکی که نرم افزارشو اینجا نه دیدم نه می خوام بخرمش به سلامتی!)باید فلش پلیر ۹ داشته باشین.
منبع از این سایت

+ نوشته شده در دوشنبه 12 شهریور1386ساعت 18:43  توسط مریم
|
خوب مثلا یه نمه سرم خلوت شد.
تصمیم گرفتم برای مطالبم برچسب بذارم.احساس می کنم غروغاطی نوشتن هم اعصاب خودمو خورد میکنه هم دیگران رو.واقعا نمی دونم این نوشتن چیه که اینقده تنبلیم میاد.الان ۳ روز می خوام به آپم یا وقت نمیشه یا مطالبم یادم میره.خلاصه خودمو الان در مقابل عمل انجام شده قرار دادم.
مشهد خیلی خوب بود.با اینکه شلوغ بود ولی یه احساسه آرامشی بهم دست داد.نمی دونم شایدم این خاصیت مسافرته که اینقدر خستگیه آدم رو در می کنه.هر چند که الان عزا گرفتم برای ۲ هفته دیگه که باز درس لعنتی شروع میشه.
لیندا اولش که اومد کلی از ایران تعریف می کرد.بعدش یکمی احساس کرد که خوب اینجا هم مشکلاتی داره.حالا که صاحب خونشون انداختتشون بیرون و رفتن ساری احتمالا داره فحش میده.دلم براش خیلی سوخت.جایی که میشستن حدود ۲۸ میلیون رهن کرده بودن یه خونه ۲ خوابه او سیندخت(امیر آباد)ییهو صاحب خونشون میگه به یکی دیگه می خواد رهن بده ۴۰ میلیون.۴ روز فرصت داره تخلیه کنه.اولش اومده بود دانشگاه تربیت مدرس به عنوان مدرس زبان انگیلیسی کار کنه. ۲ ۳ ماهی رفت.پولشو ندادن.اومد بیرون بیخیال تربیت مدرس شد.چند تا شاگرد داشت اونا هم پولشو ندادن.اونا رو هم بیخیال شد.وقتی داشتیم خدافظی می کردیم می خواستم بهش بگم غصه نخور تازه داری میشه مثل ما.ببین ما اینقده نازیم.تو هم به همین نازی هستی."اصولا این جزو فرهنگ غنییییییی ما ایرانی ها و مسلموناست که یکی برامون کار کنه و پولشو ندیم.نه!نه اینکه فکر کنی خدائی نکرده کسی داره برخلاف قانون عمل میکنه ها!اصولا قانون ما با فرهنگمون همخوانی داره.یعنی اگه بخوای هم شکایت کنی قوانین و دادرسی به این طور شکایات طوری تنظیم شده که آخرش بگی "غلط کردم شکایت کردم!""....به هر حال چشم هر آمریکایی و غیر ایرانی در آد می خواست با فرهنگ و منش ما بیشتر آشنا بشه!
راستی عید همه مبارک.
تا یادم نرفته ۲ ۳ تا فیلم خیلی خوب دیدیم این هفته.آخه ما هم بالاخره تونستیم یه تلویزییون درست و درمون بخریم.خیلی دلم ال سی دی می خواست ولی قیمتش به مایه ما نمی خورد.ولی بالاخره از شر تلویزیون مامانم اینا که فکر می کنم مال ۱۳ ۱۴ سال پیش بود راحت شدیم.خلاصه توصیه اکید میکنم به دیدن این ۳ تا فیلم:
۱- Ratatouille که در واقع به توصیه اکید برادرم دیدم.واقعا خیلی باحال بود.جناب رمی هم به یکی از شخصیتهای کارتونی مورد علاقه من منجمله دانکی تو شرک،پرنسس فیونا،وودی توی استوری، نمو، و... پیوست.وای خیلی نازه


۲- Perfect Stranger که ایشالا تلویزیون خودمون نذاشته باشه.خیلی جالب بود.با اینکه از بازیگراش خیلی خوشم نمی یاد و تازه هال برری هم خیلی زشت شده بود تو این فیلم.من عاشق این فیلمام.اصلا انگار که دارم شطرنج بازی می کنم بعدشم که می بازم و حدسم در مورد قاتل درست از آب در نیومد بیشتر حال می کنم که عجب فیلم باحالی بوده که دیگه حتی منم نتونستم درست حدس بزنم!!!
۳- X-Men: The Last Stand. از این جور فیلم های علمی تخیلی(به قول شوهر جون علمیش دیگه چیه؟!) خوشم میاد.اصلا با جلوه های ویژه حال می کنم.
به خاطر علاقه زیادم به Ratatouille عنوان این پست رو هم همین گذاشتم.
+ نوشته شده در دوشنبه 12 شهریور1386ساعت 16:14  توسط مریم
|
همین دیشب یا پریشب بود که داشتیم با شوهرجون در مورد موتورهای جستجو صحبت می کردیم ..من حرفم این بود که تو آمریکا افرادی مثل بیل گیتس کم نیستن.البته بیشتر از نظر بزرگ بودن شرکت و کار کردن مغز!تنها چیزی که بیل گیتس رو متفاوت کرده ثروت خیلی زیادشه و خول اون هم بر می گرده به نحوه بازاریابی و فروشش.به هر حال خود ماکروسافت هم اعلام کرده که در زمینه آی تی و اینترنت نسبت به گوگل یا حتی یاهو ضعیف تر عمل کرده و برنامه های زیادی داره تا این ضعفش رو جبران کنه.شاید یکی از چیزایی که ضعف ماکروسافت بود نداشتن موتور سرچ درست و درمون بود.
حالا ظاهرا یه
موتور سرچ به درد بخور ثبت کرده به اسم تفیتی! که به زبان "هواسیلی" میشه "سرچ کن"!من هنوز نتونستم ازش استفاده کنم چون باید یه نرم افزاری به اسم silverlight رو نصب کنم و چون تو محل کارم اجازه نصب هیچ موجودی رو ندارم نتونستم ببینم محیطش چه جوریه.یه عکس از سرچی که تو این محیط شده.

ظاهرا نتایج سرچ به شکل درخت میان و با دکمه هایی که رو صفحه قرار داره میشه شاخه ها رو به دلخواه حذف کرد.با اینکه به نظر جالب می یاد اما ظاهرا وقتی عجله برای پیدا کردن یه سایت خوص داریم ممکنه دچار مشکل عصب شیم!
توضیحات بیشتر تو این سایت هست
یه مطلب جالب دیگه از گوگل.توضیحش رو خودش داده
من باز این جا خوندم که آدمیزاد بهتره بخش نظر خواهی شو باز بذاره.ولی با عرض شرمندگی بنده بازهم فیلتر می کنم بعد می زارم.چون در وب لاگ بعضی دوستام دیدم که یه اتفاقاتی افتاده و من هم حسسسسسسسسسسساس و خلاصه خاطره خوبی ندارم.
از وب لاگ پزشکی دیگر این هم جالبه:
بالاخره شتری یه که در هر خونه ای می خوابه.
وای اینقده خوشحالم دارم میرم مشهد!
من تا شنبه نیستم.یه ۳ ۴ روزی از دنیای اینترنت و اینترنت بازی فاصله می گیرم.
+ نوشته شده در دوشنبه 5 شهریور1386ساعت 13:22  توسط مریم
|
8 روش احمقانه برای ساخت یه خانه
نمی دونم به نظر من مقاله عجیبیه ولی جالبترش اینجاست که برای هر کدوم از مواد ساختمانی که پیشنهاد کرده یه مثال هم اورده!
به هر حال هدفش از این مقاله نشون دادن این موضوعه که میشه از مواد خیلی عادی و نه خیلی گرون برای ساخت خونه استفاده کرد.موادی مثل مقوا،جعبههای آلمینیومی و شیشه ای،کاه!و ...
نوزادان در هنگام تولد هویت اینترنتی پیدا می کنند!
وقتی پدر مادر ها نگران هویت دیجیتالی فرزندانشون هستن.با توجه به این مقاله ظاهرا شرکت هاییی هستن که فقط کارشون پیدا کردن یه دامین مناسب برای بچه ها و ثبت و فروختن اون به والدین هست.چرا این موضوع مهمه؟چرا والدین بچه قبل از اینکه بچشون به دنیا بیاد و بخوان براش اسم بذارن می خوان از وجود نداشتن اسم دامینی که در نظر دارن مطمئن بشن؟
اینک خودم اضافه کنم که تا حالا وب لاگ چند بچه رو خودنم که در واقع پدر ها یا مادرهاشون براشون از زبون خودشون یا از زبون بچه ها آپ دیت می کنن!به نظر من که کار خیلی جالبیه.شاید بعدا بچه ها مون به این کار ما افتخار کنن.
توضیحاتی در مورد شکل و شمایل جدید اورکات!
http://blogoscoped.com/archive/2007-08-24-n48.html
http://en.blog.orkut.com/2007/08/coming-soon-new-look.html
مقایسه ای بین اورکات و فیس بوک(باید اعتراف کنم کم تا حالا با فیس بوک کار نکردم چون ظاهرا این یکی هم مثل اورکات فیلتره!)
مقایسه ای بین اورکات و فیس بوک(باید اعتراف کنم کم تا حالا با فیس بوک کار نکردم چون ظاهرا این یکی هم مثل اورکات فیلتره!)
یعنی احمدی نژاد شرکت نفت رو گرفته دستش و همینطوری داره می تکونه!من یکی که دارم بالا میارم.در پی عوض شدن رئیس بزرگ و وزیر،رئیس قبیله هم عوض شد.حالا بیچاره رئیس بزرگ جدید که تازه اومده چون احتمالا اون هم عوض میشه.میگن رئیس قبیله جدید می خواد همه رئیس ها رو عوض کنه.این جابجایی رئیس و وزیر ها رو همه چیز تاثیر(منفی)! گذشته.رئیس یزرگه خواستار جابه جایی کارمندان نه از لحاظ سمتی و کاری بلکه از لحاظ اتاقی و میزی شده!واقعا دستش درد نکه خیلی داره ریشه ای عمل می کنه.خدائیش من مرده تغییر تحولم.
احتمالا منم تا چند روز دیگه شوت میشم به ته راه رو!
خیلی خوشحالم داریم بعد یه عمری می ریم مشهد.ازوقتی 2 3 هفته از عقدمون گدشته بود تا الان نرفته بودیم مشهد.حدوده 3 سال و نیم پیش.والبته یه نوعی مسافرت 2 نفره اون هم بعد از عمری(یادمه آخرین بار که دوتایی رفتیم بندر انزلی و بعدش استارا بود)چون تا حالا هر جا رفتیم یا با مامانم اینای من بوده یا با مامانم اینای شوهرجون!
عکس از این فوتوبلاگ

+ نوشته شده در یکشنبه 4 شهریور1386ساعت 9:47  توسط مریم