سلام.
یه چیز جالب.البته من الان دیدیم می خواستم عقب نیوفتم زودی اومدم این خبر رو بدم.گوگل ارث! کم بود یه گوگل اسکای هم متولد شده که مثل گوگل ارث عمل می کنه.حالا مثلش که نمی دونم چون من فقط خبرشو خوندم ولی فکر می کنم برای کسانی که به نجوم علاقه دارن جالب باشه.ظاهرا با گوگل اسکای میشه حرکت سیاره ها و طرز قرار گرفتن ستاره ها و یا انفجار سوپرنوا ها رو بررسی کرد.ظاهرا تصاویر از به هم چسبوندن ۱۰۰۰ تا عکس از منابع علمی و دانشگاهی گرفته شده.البته ظاهرا گوگل سرویسی مثل گوگل ارث از تصاویری از ماه و مریخ داشته.
جزئیات بیشتر رو میشه تو این سایت پیدا کرد.اینم هم هست.

فعلا داشته باشید اینو تا بر گردم.
یه عکس جالب هم از یه جایی دزدیم.آپلودش کردم تو فتوبلاگ خودم:

از این سایت
+ نوشته شده در چهارشنبه 31 مرداد1386ساعت 16:50  توسط مریم
چند وقت پیش تو یه وب لاگی در مورد مفید بودن مطالب وب لاگ نوشته بود و اینکه خواننده وب لاگ آدم گناه داره بیاد یه مشت روزمرگی های آدم رو بخونه .آدرسش رو نمی دم چون حوصله ندارم پیدا کنم اما نتیجه اش این شد که من خیلی متاثر شم.احساس کردم تا حالا خیلی چرت و پرت نوشتم به خاطر همین می خوام به چرت و پرت های خصوصیم یه چند تا مطلب با فایده هم اضافه کنم.شاید هم یه عده فکر کنن من دارم تقلید می کنم.خوب اصلا مهم نیست مهم اینه که می خوام 4 تا مطلب به درد بخور یا لاقل سرگرم کننده اینجا بنویسم که هم به درد خودم بخوره هم دیگران.
البته بگم که دارم آرشیو لینک های روزانه مو فعال می کنم که کمتر غصه بخورم.
بالاخره بعد از یه هفته اسباب کشی دیروز خونه قابل زندگی شد.هر چند هنوز پرده درست و درمون نداریم اما اون هم ایشالا تو این هفته درست می شه.یه نکته جالب اینکه آقای نقویان یا همسایه مونه یا لاقل با یکی از همسایه ها تریپ داره چون شوهر تو آسانسور دیده بودتش!
پنجشنبه شب ساعت 11 اینه بود فکر می کنم یه برنامه قشنگی کانال 4 گذشته بود به اسم "باز هم زندگی"اگر اشتباه نکرده باشم.که مجریش بیژن بیرنگ کارگردان خانه سبز و همسران بود.اه اه بدم میاد ازش خیلی رفتاراش زنونه اس اما برنامه اش واقعا قشنگ بود.مهمون اولشون یه آقای دکتری بود که طرفدار طبیعت و این حزفا بود.خیلی باحال صحبت می کرد.مثلا در مورد سیگار کشیدن می گفت "تو که می خوای دود بخوری برو اگزوز ماشین بکن تو دهنت بعدشم هر چه سریع تر به درک واصل شو"!!! خلاصه اینکه خیلی محترمانه فحش می داد و هشدار می داد که اینقدر از طبیعت دور نباشید.مهمون دومشون هم اینانلو ی بابا بود که جدا از شخصیتش خیلی از طرز حرف زدنش خوشم میاد.واقعا طرز زنگی کردنش عجیب و در عین حال وسوسه بر انگیزه.اون هم کارش از یکشنبه شروع میشه فقط به جای رفتن به یه اداره میره یه جای بکری تو طبیعت و تا آخر هفته می مونه و آخر هفته هم میاد خونشون.کلا حال کردم یه برنامه درست و درمون از این تلویزیون پخش شد.
عجیب ترین قوانین دنیا
یه ایمیلی یه بار به دستم رسیده بود که 10 تا قانون عجیب در دنیا بود.باورم نشد تا اینکه این سایت رو دیدم و دیدم که خیلی هم خالی بندی نبوده.هرچند که یه قانون های عجیب غریبی الان تو همین مملکت خودمون هست که همه این قانون های مسخره رو می ذاره تو جیبش.مثلا اینکه یه زمانی داشتن ویدیو ممنوع بوده یا با مردمی که موهای سیخ سیخی دارن برخورد قانونی میشه!
یه مقاله در مورد رنگ های رژیم غذایی سالم!
اصلش این جاست

سبزیجات به رنگ سبز مثل بروکلی،اسفناج،و کاهو که دارای ویتامین های
A , C
هستند باعث بهتر شدن دید چشم و سیستم ایمنی بدن می شوند.همچنین این سبزیجات دارای کالری و چربی کم وپروتئین،فیبر خوراکی،آهن ، کلسیم و اسید فولیک و .... می باشند.

میوه های قرمز
توت فرنگی ،گیلاس ،گوجه فرنگی و سیب باعث کارکرد بهتر مغز و قلب می شوند.توت فرنگی های کوچک ولی غنی مملو از ویتامین های آ و ث ،مگنزیوم و پتاسیم هستند
میوه های زرد و نارنجی
مثل گریپ فروت،گرمک،کدو تنبل،پرتغال و هویج و... مانند میوه های سبز باعث بهبود سیستم ایمنی بدن می شوند.
میوه های آبی و بنفش
مثل شاتوت،توت سیاه،انگور،بادمجان،و آلو سیاه باعث تقویت حافظه و کاهش درصد ابتلاء به سرطان می شود.
آقا ما ادعایی نداریم زبانمون خوبه.خواهشا نخندین اگه جایی رو اشتباه نوشتم.
+ نوشته شده در شنبه 27 مرداد1386ساعت 16:5  توسط مریم
در پی عوض شدن رئیس بزرگ بعد از یه مدت خیلی زیاد وزیر نفت هم برای اینکه کم نیاره استفا کرد(اصلا این دو تا ربطی به هم ندارن.کلی ربطش دادم!!).تو این ۲ ۳ ماه اخیر خیلی از مدیران ارشد نفت استفا دادن . دلیلش رو واقعا نمی دونم اما یکی امروز حرف خوبی می زد.به خاطر حساس بودن نفت لعنتی... احمدی نژاد بد جوری گیر داده و احساس می کنه که باید در همه کارهای نفتی دخالت کنه.متاسفانه شرکت نفت داره از حالت یکپارچه گیش در میاد و رئیس جمهور بدون ملاحظه اینکه وزیر نفت باید در خود شرکت نفت سابقه داشته باشه کاندید های بی ربطی رو داره برای پست وزارت منسوب می کنه(احتمالا یکی از فک و فامیل هاش شایدم این دفعه هم الهام!!!).هر چند که احمدی نژاد وزیراشو شبانه انتخاب می کنه و قطعی نمیشه گفت که کی رو می خواد معرفی کنه.سرپرست فعلی هم که ظاهرا رئیس حراست نفت بوده و هیچ دانش فنی به سلامتی نداره. این هم
یه لینک مربوط رئیس جدید خوبه میگن از قبلیه بهتره اما نمی دونم با اینکه از قلیه خوشم نمی یومد وقتی دیدم که داره میره دلم گرفت.شایدم الکی باهاش بد بودم! هنوز پس لرزه های ناشی از جابجایی خونه ادامه داره.هنوز رخت و لباسا رو مرتب نکردم و همه همین طوری وسط اتاق ولن.پرده نداریم اتاق ها هم موکت ندارن.داره خوش میگذره.تو این هیری ویری ۳ تا فیلم مزخرف هم دیدم.یکیشو البته اشتباه گرفته بودیم.زودیاک سال ۲۰۰۷ رو می خواستم که مال کارگردان ۷ بود اما ۲۰۰۶ بهمون غالب کردن.عقده ای شدم! .بعضا امار سایتو که نگاه می کنم به خودم فحش می دم که چرا یه چیزایی رو نوشتم که یه مشت آدم مریض از سرچ یه مشت کلمه مزخرف به اینجا برسن.از این به بعد به جای استخر می تویسم اصتخر.به جای زنانه هم می نویسم ضنانههه...

.....متاسفانه این کی بورد این تر نداره و من همش مجبورم خرکی بنویسم بره.یه لینک گذاشتم این بقل ماله سایت انتخابه"یک کلمه استعفا" بخونید جالبه!
راستی ظاهرا ۲۳ مرداد سالگرد فوت علی حاتمیه؟البته من تا جایی که یادم می یاد علی حاتمی پائیز فوت کرد نمی دونم چرا تو سایتا نوشتن ۲۳ مرداد سالگردشه!به هر حال اگه من اشتباه می کنم یادش گرامی.خیلی با فیلم هاش حال می کنم هنوز هم از نظر من بهترین کارگردانه.
+ نوشته شده در سه شنبه 23 مرداد1386ساعت 18:48  توسط مریم
دلم گرفته.فکر می کنم امشب آخرین شبی باشه که تو این خونه می خوابیم.از این خونه خیلی خوشم میومد.با اینکه کوچیک بود ولی دوست داشتنی بود.سوسک هم نداشت در ضمن.خونه جدید ظاهرا از این سوسک گنده آمریکای ها داره.در ضمن اینجا ملت همه سپاهی و ارتشی و خلاصه خفن مذهبی هستن بنابر این امیدی نداریم که اینجا بتونیم ماهواره داشته باشیم.منم بد جوری عادت کردم به ماهواره.احساس می کنم اگه دیگه نداشته باشیم از دنیا عقب میفتم.
سرمون این هفته خیلی شلوغ بود.اول هفته که اسماعیل دفاعید با هزار تا دلهره و اضطراب.2 3 روز هم داشتیم جشن می گرفتیم.بعدش فهمیدیم که باید خونه رو خالی کنیم بنابر این فهمیدیم که حسابی تو خرجیم.نزدیک 100 120 هزار فقط برای جابه جایی مون باید خرج کنیم.100 تومن هم پول شارژ نداده بودیم.اندازه یه اجاره خونه باید خرج کنیم که از شر خونه قدیمی راحت و به شر خونه جدید برسیم.اصولا به نظر من خونه تو این زمونه یعنی شر!
خوب کم کم هم همسر عزیز باید تشریفشو ببره سربازی و خوب این هم واسه خودش دوره جدیدیه.نمی دونم شاید درس خوندن و کار کردن دو تامون اینقدر بهمون فشار اورد که حالا ترجیح می دیه یکی بره سربازی.لاقل سربازی پروژه و امتحان و استرس نداره.مخصوصا اگه از نوع امریه اش باشه.بعضی وقتا فکر میکنیم چه بلایی سر خودمون اوردیم که اینقدر عجله داشتیم برای سربازی که همه دارن یه جورایی ازش فرار می کنن.شاید هم اشتباه می کنیم.شاید ما هم یه طوراییی باید دو در می کردیم.اما من یکی که از فرار و تو بلا تکلیفی موندن متنفرم
هنوز هم متعجبم که چرا من سرویس های یاهو رو به سرویس گوگل و آ اول و ماکروسافت و ... ترجیح می دم.دارم گوگل ریدرم رو انتقال می دم به بتا ورژن یاهو . با اینکه هنوز کلی ایراد داره ولی نشستم به انتظار درست کار کردن فید ها.خدا بهم عقل بده ایشالا
بیشتر از هر چیز حسرت کنسرت شجریان رو خوردم که نتونستیم بریم.خیلی دلمون سوخت.
ظاهرا تمدیدش کردن و تو زمستون باز هم برنامه داره.میگن مشکاتیان هم روز اول کنسرت اومده بوده.خیلی جالبه.
نمی دونم چرا من هیچ وقت تو برنامه های بچه های 80 شرکت نکردم.یعنی اگه هم کردم خیلی کم اما تا حالا هر برنامه ای بچه های 78 ای گذاشتن رفتم.اوصلا با بروبچ 78 بیشتر حال میکنم.تازه فک و فامیل هم داریم توشون.خوشحالم.دلم برای مرضیه و الهه تنگ شده.امیدوارم امروز ببینمشون.
یه مغازه هایی تو بعضی پاساژا میدیم که آب نبات می فروشن.یکشنبه بلاخره رفتم و ازشون خرید کردم.خیلی باحاله.۷ ۸ نوع پاستیل و آدامس و آب نبات انتخاب کردم و هنوز هم دارم حالشو می برم.پیشنهاد می کنم یه بار امتحان کنید.



+ نوشته شده در چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت 11:33  توسط مریم
سلام،
به سلامتی و دل خوش داریم جابه جا میشیم.باز باید کوله بارمونو بر داریم و بریم یه جای دیگه.دلم برای این محله تنگ میشه.از اول دبیرستان اینجا زندگی کردم.به غیر از یه سال.اون یه سال هم نزدیک بودیم.از مامان اینا که به شدت دور میشیم.خلاصه خونمو قراره بره far far away.
پروژه درسیم ظاهرا داره شروع میشه.ببخشید منظور پروژه ارشده.هر لحظه که میگذره احساس می کنم نمیو مدم فیزیک بخونم سنگین تر بودم.
چند وقتی درگیر یک پروژه سنگین و خفن خوندن کتاب های تن تن و میلو شدم.من همیشه جناب همسر رو به خاطر اینکه علاقه خاصی به برنامه های کودک داره سرزنش می کردم.حالا نمی دونم خودم چه مرگیم شده که اینقده از این کتابا خوشم اومده.شایدم چون اینقده ندید پدید بودم که تا حالا کامیک استریپ نخونده بودم حال کردم با کتاباش.لینکشو تو لینکدونی میذارم.فی الواقع خودمم لینکشو از سرزمین رویایی کشف کردم.
در پی استخر رفتن های من و نجمه این ۵ شنبه یه استخر باحال کشف کردیم.البته جهت اطلاع دوستان علاقه مند باید بگم استخر رو باز بود.بنابر این مرضیه جون فکر نکنم این یکی هم به کارت بیاد.نکته مهم ایا استخر این بود که سر سره آبی وحشتناکی داشت.به نظر نمی یومد اینقدر خفن باشه ولی همچین که می رفتی روش می خواستی بر گردی.وقتی هم که آدم از رو سرسره می افتاد تو آب انگار آدمو مچاله کرده باشن و محکم بکو بنش توی آب.آی حال می داد آی حال می داد.
http://www.safainla.us/Files/archives/2007/07/uuuu_uoeoeu.html
کاملا با حرف هاش موافقم
+ نوشته شده در یکشنبه 7 مرداد1386ساعت 19:4  توسط مریم