تبليغاتX
مریم و دینا

مریم و دینا

Dear Mr.President

 

این هفته که گذشت سرم به شدت شلوغ بود.هفته آینده هم قراره پدرم در بیاد(امتحانای پایان ترم).بنابر این تا اطلاع ثانوی فکر نکنم وقت نه وب لاگ بخونم نه بنویسم.هر چند که ماجراها زیاده.منم که تو حرف زدن کم نمی یارم.

یه نظر خواهی.البته نظر خواهی که چه عرض کنم بیشتر اطلاع رسانیه.با اجازه می خوام بخش نظر خواهیمو ور دارم.اصولا از اولش هم می خواستم این کارو انجام بدم.دلیلش زیاده باید بعدا مفصل در موردش توضیح بدم که خدایی نکرده سوء تفاهمی هم پیش نیاد.حالا اگه کسی هم نظر داره لطف کنه بگه شاید این آخرین پستی باشه که نظر خواهی داشته باشه خدا رو چه دیدی

این خانوم پینک کلا خیلی خشن می خونه اما یه آهنگی ازش شنیدم کلی نظرم در موردش عوض شد:

Dear Mr. President,
Come take a walk with me.
Let's pretend we're just two people and
You're not better than me.
I'd like to ask you some questions if we can speak honestly.

What do you feel when you see all the homeless on the street?
Who do you pray for at night before you go to sleep?
What do you feel when you look in the mirror?
Are you proud?

How do you sleep while the rest of us cry?
How do you dream when a mother has no chance to say goodbye?
How do you walk with your head held high?
Can you even look me in the eye
And tell me why?

Dear Mr. President,
Were you a lonely boy?
Are you a lonely boy?
Are you a lonely boy?
How can you say
No child is left behind?
We're not dumb and we're not blind.
They're all sitting in your cells
While you pave the road to hell.

What kind of father would take his own daughter's rights away?
And what kind of father might hate his own daughter if she were gay?
I can only imagine what the first lady has to say
You've come a long way from whiskey and cocaine.

How do you sleep while the rest of us cry?
How do you dream when a mother has no chance to say goodbye?
How do you walk with your head held high?
Can you even look me in the eye?

Let me tell you 'bout hard work
Minimum wage with a baby on the way
Let me tell you 'bout hard work
Rebuilding your house after the bombs took them away
Let me tell you 'bout hard work
Building a bed out of a cardboard box
Let me tell you 'bout hard work
Hard work
Hard work
You don't know nothing 'bout hard work
Hard work
Hard work
Oh

How do you sleep at night?
How do you walk with your head held high?
Dear Mr. President,
You'd never take a walk with me.
Would you?
تازه صحنه هایی که از جنگ و در کنارش از جرج بوش نشون می داد خیلی جالب بود.

+ نوشته شده در  شنبه 26 خرداد1386ساعت 22:35  توسط مریم  | 

از سر بیکاری!

 

خیلی دوست دارم اگه از این لب تاپا اومد به بازار منم یکی شو داشته باشم.

برای اطلاعات بیشتر وب لاگ یک پزشک رو بخونین جالبه.

بعد هزار سال امروز click رو دیدیم.خیلی فیلم باحالی بود...توصیه می کنم ببینیدش

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 خرداد1386ساعت 21:24  توسط مریم  | 

عزاداری زورکی با اعمال شاقه!

 

قرار بود این هفته چهارشنبه مرخصی بگیریم و دوشنبه و سه شنبه رو که تعطیل بودو به هم بدوزیم و بریم شمال.که هم شوهر پروژه شو تموم کنه هم منم بشینم پای درسا یکم کارمو سبک کنم.در عین حال فکر می کردیم تغییر آب و هوا برای دو تامون هم بعد از فشار کاری که رو دو تامون بود لازم بود.امروز دوشنبه ساعت ۴ صبح شال و کلاه کردیم و راه افتادیم طرف جاده چالوس.تا کرج خوب بود اما یهو دیدیم راه رو بستن(بماند که تو کرج هم کلی تو ترافیک بوودیم و این ترافیک در حالی بود که ساعت هنوز ۶ هم نشده بود!)خلاصه کلی جز زدیم که آقا ما می خوایم بریم تو جاده کار داریم نمی خوایم بریم تا خود چالوس و با انوع و اقسام جواب ها مواجه می شدیم.یکی می گفت به خاطر کاروان های مرقد امامه که می خوان بیان تهران یکی می گفت به ما گفتن از ۵ صبح اینجا وایستیم....با اعصاب خوردی بر گشتیم.معلوم بود که یه عده می خوان از سمت رشت برن چالوس و یه عده هم مثل ما دست از پا دراز تر برگشتن.تو راه برگشت از رادیو شنیدیم که فرودگاه مهراباد هم از ۸ تا ۱۲ ظهر تعطیله!!!!!!

واقعا عزاداری کردن زوریه؟فرودگاه بسته... جاده بسته...هتل بسته....مراکز خرید بسته...باید ظاهرا بتمرگیم توی خونه اگه نخوایمم بریم مرقد و بهشت زهرا!!!!دلم برای اونایی که حالا تو ترافیک اوتوبان کرج مونده بودن خیلی می سوخت...به قول مامانم ما که هنوز بچه نداریم و تازه اول زندگیمونه می تونیم طور دیگه ای هم تفریح کنیم اما اون کارمندای بد بخت که با کلی ذوق و شوق می خوان بچه ها شونو که تازه از شر امتحانای مدرسه خلاص شدن رو ببرن تفریح چی می گن؟

به این موضوع خیلی اعتقاد دارم که هر انقلاب و تحولی تو یه جامعه رخ میده از بطن و قشر جامعه اون تحول شروع میشه.به نظر من هیچ وقت تحت فشار گذاشتن دانشجوها و اعتصاب اون ها برای این نظام نمی تونسته خطر آفرین باشه اما فقط کافیه که چند بار دیگه کارمندای آموزش پرورش و کارگر ها تحت فشار مالی قرار بگیرن...فقط کافیه دو سه تا از این کارای امروز تو یه سال انجام بشه...یا اصلا همین حجاب رو زوری کردن ادامه پیدا کنه...اون وقته احمدی نژاد و بقیه حامیهاش باید خر بیارن و باقالی بار کنن....

فقط خدا می دونه امروز چند تا آدم پشت ترافیک مونده به این نظام و بانی هاش لعنت فرستادن...

راستی امروز تو اخبار طهر اعلام کردن که جاده چالوس به خاطر سیل!بسته شده...اول اینکه جاده چالوس که بالای دره اس و سیل معمولا و تا اونجایی که به عقل ناقص ما میرسه باید تو همون دره باشه.بعدشم سیل فقط برای ماشین هایی میاد که می خوان از تهران برن شمال و برای ماشین هایی که از اون طرف دارن میاد وجود نداره؟چه سیل پیچیده ای!

 در مورد پست قبلیم در مورد دلشدگان و نشون ندادن آلات موسیقی من امروز یه چیزی کشف کردم.امروز داشت تلویزیون سریال مدار صفر درجه رو نشون می داد یه تیکه اش نشون میده یه خانوم و آقای خارجی دارن ویلون میزنن.نتیجه اخلاقی: نشون دادن آلات موسیقی خانوم یا آقایی که خارجکولی هستن و تو خارج از ایران هم دارن می نوازن حتی اگر ویلون باشه حلاله اما اگه ساز های خودمون باشه حرامه اگه طرف ایرانی باشه که چه بدتر.اگه کارگردان هم علی حاتمی باشه چون دیگه زنده نیست و چون ما فقط زورمون به مرده ها میرسه هر بلایی خواستیم می تونیم در این رابطه سر فیلماش بیاریم.چشمش درآد می خواست فیلم نسازه.

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 خرداد1386ساعت 19:45  توسط مریم  | 

بانکداری الکترونیکی....

امروز  بعد مدت ها بالاخره تونستم برم بانک و فرم های استفاده از خدمات بانک الکترونیکی رو پر کنم.بعدشم رفتم تو سایت بانک و خودمو فعال کردم!!!.خلاصه اینکه همه زندگیمونو به هم پیوند زدیم.شماره حساب چک رو با عابر بانک و جابجا کردن پول و پرداخت قبض ها با مسیج و تلفن و اینترنت. و از این مسخره بازی ها که هر هفته موجودی حساب رو به آدم ای میل و اس ام اس می زنن.خوشم اومده از این کارا هر چند که مطمئنم گیر رو داره.چون هم اول کارشونه و هم اینکه بماند!اما واقعاً اگه بانکا به معنای واقعی الکترونیکی شن زندگی شیرین میشه.هدف خودمم از استفاده از خدمات الکترونیک همین بود که تا اونجا که می تونم رفت و آمدم رو به بانک به حداقل برسونم.فقط کاش برای چک تو حساب خوابوندن هم یه فکری می کردن و همینطور خدمات ارزی و ریالی.یعنی اگه این کارو هم میشد کرد خیلی حال میداد.یکی میگفت تو فرنگستون بانکا همیشه خلوتن.دلیلشو اون موقع نپرسیدم اما الان که فکر میکنم می بینم شاید به خاط همین چیزا بوده.

دیشب شوهر تصمیم گرفت با هم بریم پارک.از اینکه خوشی های مردم رو میبینم خوشحال میشم.ساعت 10 شب میزهای پینگ پونگ پارک ملت پر بود.یه عده اسکیت بازی می کردن.یه عده هم دور دو تا پیرمرد جمع شده بودن که داشتن باهم شطرنج بازی می کردن....خیلی آروم و خوب بود.صدای آب پاشی که چمنا رو آب می داد. بعضی وقتا هم صدای خنده یه عده زن و مرد از دور میومد.بعضی وقتا هم زوج هایی که معلوم بود تازه با هم آشنا شدن . کلا اطرافشونو نمی دیدن قم زنان از کنارمون رد می شدن....

از شبا خوشم میاد.انگار وقتی شب میشه همه داستان های شاد و غم انگیز آدم تموم میشه.انگاری که آدم تازه می تونه زندگی کنه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 خرداد1386ساعت 0:16  توسط مریم  | 

دلشدگان

 

بالاخره کلاس شناهه شروع شد و ما با سلام و صلوات سه شنبه رفتیم استخر!خیلی حال داد.با دو تا هدف تو این کلاسا شرکت کردم.یکی اینکه پروانه یاد بگیرم و همینطور شیرجه زدن رو.البته این دفعه جلسه اول بود و هیچی یادمون ندادن ولی من به همکارام انواع و اقسام کارا رو یاد دادم.ولی چه فایده وقتی خودم هنوز نتونستم شنامو تکمیل کنم.

دیشب شبکه ۳ "دلشدگان" علی حاتمی رو نشون داد.البته من آخراشو دیدم و خیلی ناراحت شدم از این همه سانسور.انگاری صدا و سیما رو زور کردن که این فیلم رو بذاره.حالا سانسور لیلا حاتمی بیچاره به کنار هر جا که قرار بود یه سازی رو نشون بدن سانسور می کردن!!حالا خود فیلم در مورد موسیقی ایرانیه....یه تیکه فیلم هست که گروه دلشدگان تو فرانسه هستن و میرن کنار خیابون میشینن که تمرین انجام بدن.به نظر من این تیکه از فیلم غریب بودن موسیقی سنتی ایران رو می خواد نشون بده اما با سانسوری که صدا و سیما کرد بیشتر نشون داد که هنوز هم که هنوزه موسیقی سنتی غریبه....و کاش مثل شجریان که نمی ذاشت آهنگ هاش از صدا و سیما پخش شه لیلا حاتمی هم پخش آثار پدرشو از صدا و سیما ممنوع می کرد و آبروشونو می برد که اینقدر به علی حاتمی بیچاره توهین شده.

لینک مربوط از سایت نقطه.خیلی باحاله :

ما ول شدگان

+ نوشته شده در  شنبه 5 خرداد1386ساعت 19:37  توسط مریم  | 

عکس های درخواستی

از اونجایی که شوهر بنده مارکوپولو شده و هر هفته یکی دو روز مسافرته عکسایی که میگیره رو میذارم اینجا.در این جا از عموم دعوت میشه اگه حال می کنن عکساشون اینجا گذاشته بشه عکساشونو بفرستن !حالا کجا معلوم نیست هرجا راحتن بفرستن

لینک کامل همه عکس ها

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 خرداد1386ساعت 0:15  توسط مریم  |