کیش
از اونجا که ما همه کارامون چپکیه به طور غیر منتظره ای رفتیم کیش.یعنی خیلی هم غیر منتظره نبود ولی وقتی ما داشتیم از کیش بر می گشتیم همه تازه داشتن میرفتن اونجا.5 شنبه با همکارا و رئیس روسا خدافظی کردم و تازه خونه تکونی و این مسخره بازی هام شروع شد.جمعه از 8 صبح تا 3 بعد از ظهر خونه رو تمیز کردم و سه هم به سمت فرودگاه.
دو تا ییمون هم اولین بارمون بود که می رفتیم کیش.خیلی خوب بود.هوا عالی و خود کیش هم که از هر نظری قشنگ بود.مخصوصا ساحلش که خیلی باحال بود. احساس کردم بر عکس اون چیزی که همه می گن، کیش اصلا ارزون نیست بعضی وقتا خیلی هم گرونه.به همین دلیل بود که ما خیلی خرید نرفتیم فقط چون من مرض ماسک و کرم خریدن دارم و هرجا میرم باید یه ماسک برای خودم بخرم این دفعه هم همین کارو کردم.بهترین قسمت سفر دوچرخه سواری کنار ساحل بود.اونم اول صبح که همه خواب تشریف داشتن و همه جا آروم بود.آی حال داد.خیلی کیف میده آدم مجبور نباشه تو یه محدوده خاصی دوچخه سواری کنه(مثل چیت گر یا پیست های دیگه تهرون).جاهایی که رفتیم دیدیم هتل داریوش بود که از اون چیزی که فکر می کردم خیلی کوچیکتر بود.تنها چیزی از بقیه هتل ها متمایزش می کرد همین مجسمه ها و الهام گرفتن از نوع معماری تخت جمشید تواین هتل بود.راستی ثابت (رئیس هتل) هم اونجاها بود و شوهرمون شناختتش.اصلا بهش نمی اومد که رئیس این هتل و چندتا هتل دیگه و صاحب 5 6 تا هواپیما باشه.شهر تاریخی حریره و قنات حریره(یا شهر زیر زمینی) و کشتی یونانی رو هم دیدیم.قسمت هیجانی این سفر "جت اسکی" سواری بود.راستیتش می خواستم بریم پارک دلفین ها بعدش دیدیم حیلی گرون میشه به خاطر همین گیر دادم که بریم جت اسکی سواری.اولش من و اسماعیل می خواستیم بریم بعدش شوهر خواهرمم اضافه شد و خوب خواهرمم وسوسه شد و اومد.مهمش اینه که من تکی سوار جت اسکی شدم و بعد از دوچرخه اولین وسیه نقلیه ای که خودم می روندمش همین جت اسکی بود.اصلا کیفی می داد وقتی آدم گاز می داد و این چت اسکیه هی می پرید بالا می پرید پایین.سر پیری و معرکه گیری همینه دیگه!تازه یادمون افتاده از این کارا هم میشه کرد.تازه منو ول می کردن می خواستم غواصی هم برم(ظاهرابرای خانوما هم داشت).ایشالا دفعه بعدی میرم(100 سال!!!)خدائیش کاش از این باحال بازی ها تو شمال و چار جای دیگه هم بود.مثلا عسلویه.هرچند که ساحل عسلویه هم به این زیبایی نبود.ولی دریا که داره...
خلاصه ما دیشب برگشتیم امروز هم مثل هر سال داریم می ریم اصفهان دیدن خویش و قوما.به سلامتی 5 ام باید سر کار باشم.چون چند تا قرار گذاشتم و اینکه باید تا قبل اینکه دانشگاه شروع شه کارامو بکنم.خودمو که می بینم یاد آتش نشانا می افتم که وقتی همه تعطیلن باید برن سر کار.
ایشالا وقتی از اصفهان بر می گشتم بازم می نویسم.
عید همگی مبارک.امیدوارم سال خیلی خیلی خوبی داشته باشید
اینم از عکسا
جت اسکی!!
کشتی یونانی ها
دیزی
هتل داریوش
دو تا عکس بود که خیلی توجهمونو جلب کرد.با معنی بود





